X
تبلیغات
اگر مایه ی زندگی بندگیست.....

اگر مایه ی زندگی بندگیست.....

هر روز صفحه ی نیازمندیها را زیر و رو میکنم
میدانم بالاخره
یک روز
به من لعنتی نیاز پیدا میکنی..


همانند پلی بودم برای عبورت به فکر تخریب من نباش رسیدی دست تکان بده خودم فرو میریزم!!


خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها از تلخی گلویت را بیشتر می سوزانند!


ز من توقع نداشته باش ک فقط ی مخاطب خاص داشته باشم... من از نسل شیرینم... ک هم با فرهاد بود و هم با خسرو
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 19:35  توسط نیاز  | 

عاشقش بودم، دل من را شکست
حال، او هست لایقِ آنچه که هست
لایقِ بودن با آدمهای پَست
من هم مست از مِی و سیگار بدست
زیرسیگاریم کجاست؟!
یادم آمد، لعنتی آنرا شکست!
پُر زِ خاکستر شده این قاب عکس.. راستی عکسمان را یادت هست؟؟ l
این یکی به دست من خواهد شکست..

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 19:27  توسط نیاز  | 

مردمی که به میل خود در تاریکی

 

نشسته اند، نیاز به روشنایی ندارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:17  توسط نیاز  | 

بیچاره سنگی که از دست کودکی رود سوی قناری؛
نمیداند دل کودک را بشکند یا سر قناری...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:15  توسط نیاز  | 

بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند

بزرگ شدم

دیدم، شنیدم، رفتم، آمدم

و یاد گرفتم

نه، آدمها هم نیش میزنند

هر چقدر صمیمی تر، عزیزتر

نیششان سمی تر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:13  توسط نیاز  | 

زمانه ی بدی شده

نه گرگ ها سیر میشوند

نه گوسفندها عاقل

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:11  توسط نیاز  | 

ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ که می گوﯾﻨﺪ:

ﻣﺮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ

ﭼﺸﻤ ﻭ ﺍﺑﺮﻭ ﻣﺸﮑﯽ ﺑﺎﺷﺪ

ته ریش داشته ﺑﺎﺷﺪ

ﻭ...

ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮیم:

ﻣﺮﺩ ﺑﺍﯾﺪ ﺑﺎﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎم ﻏﺮﻭﺭﺵ ﻣﻬﺮﺑﺎن ﺑﺎﺷﺪ

وﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎم ﺳﺨﺘﯽﻫﺎﯾﺶ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:7  توسط نیاز  | 

گناهش پای تو...

آن روز، روزه بودم

که حسرت داشتنت را خوروم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 16:4  توسط نیاز  | 

مطالب قدیمی‌تر